Showing posts with label خوانده ها. Show all posts
Showing posts with label خوانده ها. Show all posts

Wednesday, November 7, 2012

Take Shelter: Movie Review by Roger Moore


Here's a brief review of "Take Shelter": an unsettling psychological thriller with an astounding performance by Michael Shannon. It;s written by Roger Moore and published @Orlando Sentinel. 
With special thanks to Dr Bahar Sadeghi who introduced the movie. 
pedram
Michael Shannon plays a good man and caring father besieged by nightmares

In days of old, they might have thought Curtis a prophet of doom, or possessed by the Devil.
But since he’s a modern working class Joe, drilling test holes for a contracting firm, these dreams Curtis is having provoke a modern response. Is he seeing the future, birds swarming before a nightmarish rain of oil, a tornado? Or is he coming unglued? Should he protect his family by preparing them for disaster, or check himself into a hospital, protecting them from him?
That’s the provocative conflict at the heart of “Take Shelter,” the second film to team rising star filmmaker Jeff Nichols and the great character actor Michael Shannon. As Curtis, Shannon brings his usual mix of menace and vulnerability, adding confusion and acute paranoia to the brew inside of this guy’s head.
Curtis has a lovely, resourceful wife, played by the marvelously earthy and omnipresent Jessica Chastain (“The Help,” “The Debt”). He has an adorable daughter, a nice rural Ohio home and a loyal dog. But he’s seen the dog bite him in his nightmares. The dog goes outside.
His pal at work (Shea Whigham, terrific) runs the gigantic drill, and on a break, sizes him up.
“You’ve got a good life, Curtis. I think that’s the best compliment you can give a man.”
But the dreams won’t stop. Curtis wets the bed, seeks medical help and yet hedges his bets. There’s an old storm shelter in the yard. He’s going to fix it up to withstand anything.
Shannon wonderfully modulates Nichols’ portrait of a man whose mind and life seem to unravel before our eyes. Nichols surrounds him with great character players such as Chastain and Whigham, with Kathy Baker playing his mother and Ray McKinnon (“The Blind Side”) well-cast as the concerned brother who shows up to see what’s up.
Nichols walks a tightrope between giving us a dark, Gothic tale of misunderstood prophecy and a sobering lesson on the state of mental health care in rural America.  And Shannon, piling up the accolades with every film (“Reservation Road,” “The Runaways”) adds the troubled and troubling Curtis to a growing resume of vivid and utterly real off-center characters.
Roger Moore
@Orlando Sentinel
(Courtesy of Dr Bahar Sadeghi)

Monday, July 16, 2012

خاموش

وتورا با این چه کار!در خاموشترین گاه شب است که شبنم بر سبزه فرو می نشیند !    از کتاب نیچه نوشته ی ژیل دلوز ترجمه ی پرویز همایون پور

Wednesday, July 11, 2012

درمیان شما

 
   از کوره دررفتم وبا خشم گفتم:" دروغ است، مزخرف است! همین الان مرا جاسوس خواندید. خدای من ! شما ارزشش راندارید که در کارتان جاسوسی شود، اصلا زندگی کردن در دنیایی که آدم هایی مثل شما در آن به سر می برند ارزش ندارد! مردی گشاده دل خودش را کشته ...به خاطر یک اندیشه...به خاطر هکابه ...ولی شما چه می دانید هکابه یعنی چه؟...و حالا باید در میان   دسیسه هایتان زندگی کرد، در گرماگرم دروغ هایتان اسیر تردید شد،در میان خدعه ها و حیله هایتان  ودرمیان توطئه ی مخفیانه تان ... بس است دیگر!" از رمان جوان خام 

Friday, May 11, 2012

My Author of The Month (February 2012)

Title: How Proust Can Change Your Life
Author: Alain de Botton
I read "How Proust Can Change Your Life": Another great book by swiss Alain de Botton way back in February. It's an exceptional talent that makes the most difficult issues understandable for the reader. The book introduces several dimensions of Proust's works and life; a blend of literary biography and psychology manual Focusing on some simple facts in his life. I understand the author has opted superficiality at times to underline some particular themes, it might affect some die hard fans of Proust but i presume this direction is wisely chosen by de Botton. Actually the book can be the optimum choice as an intro to Proust's world. 

Saturday, May 5, 2012

My Author of The Month (January 2012)

File:Nietzsche and Philosophy.JPG

I read "Nietzsche and Philosophy" by french Gilles Deleuze. The key point is the novel and sharp interpretation of then-underrated and unknown german philosopher. The book is concise and fluent, handling the difficult issue masterfully. To me it was an expert synopsis of major themes in Nietzsche's works.
pedram, May 2012

Wednesday, March 28, 2012

مشتی شن از میان انگشتان گشوده



نویسنده خمیازه ای عصبی می کشد و بعد یک باره بر می گردد و رو به استاد می کند.
نویسنده : {آهسته} می دانید، چیزی که درباره ی رفتن به "منطقه" گفتم ، همه دروغ بود. منبع الهام برود به درک ... اما چطور می شود چیزی را که می خواهم ، بشناسم یا نامی بهش دهم؟ و چطور بگویم که در واقع شوقی به آن چیز ندارم؟ یا چیزی را می خواهم که در واقع نمی خواهم اش؟ بعضی چیز ها چنان مبهم اند که نمی توان نامی بر آن ها گذاشت. معنی شان محو می شود ، از بین می رود، ذره ذره تمام می شود ، درست مثل مشتی شن از میان انگشتان گشوده . {مکث می کند} وجدان من تمایل دارد که گیاه خواری همه گیر شود: در سراسر دنیا . اما ضمیر ناخوداگاهم حسرت طعم یک تکه گوشت آبدار دارد. پس من درواقع چه می خواهم؟ 
از فیلم نامه استاکر ، نوشته ی آندری تارکفسکی

Monday, January 30, 2012

Limbic

“When the child then runs through the garden it thinks all the time about the river and the boat and the fish who are swimming and nobody whispers to it that it has eight minutes to live and that the boat shall remain where it rests all day and many days thereafter.”
Stig Dagerman


Friday, July 29, 2011


اي جلجتا، اي كه از چوب دارو درختت بود
ديدي كه آن مرد مصلوب از جام آخر مست
چون دانه بعد از نهفتن از كام سنگش رُست
چون غنچه بعد از شكفتن از دام تنگش رَست
سیمین بهبهانی

Thursday, June 2, 2011

پیک ها

حق انتخاب داشتند که یا شاه باشند یا پیک شاه . به رسم کودکان ،جملگی خواستند پیک باشند. از این رو پیک های بی شماری  هستند که جهان را در می نوردند واز آن جا که شاهی در میان نیست  یکدیگر را مخاطب پیام هایی که دیگر بی معنا شده است قرار می دهند. خوش داشتند به زندگی فلاکت بار خویش پایان دهند ، اما جرات نمی کنند زیرا سوگند یاد کرده اند به وظیفه ی خویش  وفادار بمانند...از کتاب تمثیلات ترجمه ی کوروش بیت سرکیس

Sunday, April 3, 2011

Highway To Sheol

 


...for she has wounded many and thrown them down; indeed, she has slain a great multitude. Her house is a highway to Sheol, leading down to the chambers of death.

Proverbs 7:26-27 

Friday, March 25, 2011

My Bukowski

ناگهان به شکل مسخره ای از همه چیز جدا شدم. با آدم ها که هستم ، چه خوب باشند و چه بد ،تمام احساساتم تعطیل و خسته می شوند ،تسلیم می شوم. مودبم. سر تکان می دهم . تظاهر می کنم می فهمم ، چون دوست ندارم کسی را برنجانم. این یکی از ضعف هایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده. معمولا وقتی سعی می کنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پاره پاره می شود که به شکل ماکارونی روحانی در می آید.
مهم نیست . کرکره ی مغزم پایین می آید. گوش می کنم. جواب میدهم. و آن ها احمق تر از آن اند که بفهمند من ان جا نیستم....هالیوود ص40 ترجمه ی پیمان خاکسار

Friday, February 11, 2011

درباره ی دانش راستین


برای اکثر اهل فضل دانش وسیله است نه هدف. به همین دلیل است که ایشان هرگز
 کاربزرگی انجام نخواهند داد:زیرا برای انجام کارهای بزرگ،آن که دانش می جوید باید آن را چون هدفی  دنبال کند و هر چیز دیگرو حتی خود هستی را وسیله بداند.زیرا هر چیزی که انسان برای خاطر خود ان چیز به دنبالش نباشد،بی ارزش است :و فضیلت حقیقی تنها آن جا به دست می آید که اثر برای خاطر خودش خلق شده باشد، و نه به عنوان وسیله ای برای نیل به اهداف برتر.بنابراین کسی که برای خوددانش به دنبال کسب آن نباشد ومقصود اصلی مطالعاتش را درگیری با دانش دیگران بسازد،هرگز موفق به خلق اثری حقیقتا باشکوه و اصیل درراه اندیشه نخواهد شد...آرتور شوپنهاور
از کتاب "جهان و تاملات فیلسوف"گزیده هایی از نوشته های آرتور شوپنهاور ترجمه ی رضا ولی یاری

Tuesday, February 8, 2011

Robot Boy


Mr. and Mrs. Smith had a  wonderful life.
They were a normal,happy husband and wife.
One day they got news that made Mr.Smith
glad.
Mrs. Smith would be a mom
which would make him a dad !
But something was wrong with their bundle of joy.
It wasn't human at all,
It was a robot boy !
He wasn't warm and cuddly
and he didn't have skin.
Instead there was a cold ,thin layer of tin.
There were wires and tubes sticking out of  his head.
He just lay there and stared,
not living or dead.
The only time he seemed alive at all
was with a long extension cord
plugged into the wall.
Mr. Smith yelled at the doctor ,
"What have you done to my boy?
He's not flesh and blood,
he's aluminum alloy!"
The doctor said gently ,
"What I'm going to say
will sound pretty wild.
But you're not the father
of this strange looking child.
You see ,there still is some question
about the child's gender,
but we think that its father
is a microwave blender."

The Smith's lives were now filled
with misery and strife.
Mrs. Smith hated her husband,
and he hated his wife,
He never forgave her unholy alliance:
a sexual encounter
with a kitchen appliance.
And Robot Boy
grew to be a young man.
Though he was often mistaken
for a garbage can.

by : Tim Burton

Tuesday, January 4, 2011

رمز همگرایی

در این جا قسمتی از فصل چهارم کتاب ساعت ساز نابینا را می آورم : پدرام

در مورد جیرجیرک ها : بزرگسال ها چند هفته عمر می کنند اما مرحله جوانی ( که واژه فنی آن به جای نوزاد شفیره است ) 13 سال (در بعضی دیگر 17 سال ) طول می کشد. بزرگسال ها بعد از این که 13 (یا 17 ) سال را در خلوت زیرزمین پشت سر گذاشتند تقریبا در یک لحظه ظاهر می شوند. حمله ی جیرجیرک ها که دقیقا با فاصله 13 (یا 17) سال یک بار در هر جا ممکن است رخ دهد، دیدنی است .

در این جا ما با یک واقعیت بسیار عجیب مواجهیم .معلوم شده این طور نیست که فقط یک گونه جیرجیرک 13 ساله و یک گونه جیرجیرک 17 ساله وجودداشته باشد، بلکه سه گونه از آن ها وجوددارد و هر کدام از این سه گونه ، هم گونه 13 ساله وهم گونه 17 ساله دارند. بنابراین ، رسیدن به مرحله ای از تکامل که در آن این موجودات به گونه های 13 ساله و 17 ساله تقسیم شوند ، مسیری است که حداقل سه بار به طور مستقل در طبیعت پیموده شده است و به نظر می رسد در هر سه مورد از فاصله سال های بین 13 و17 یعنی از 14 و 15 و 16 سال به طور همگرا اجتناب شده است.

چرا این طور است؟

علت را نمی دانیم . تنها به ذهن بعضی ها رسیده است که اعداد 13 و 17 عدد اول هستند و از این نظر با 14 و 15 و 16 تفاوت دارند.این طور تصور می شود که حیوانی که به صورت دوره ای حمله می کند از دوره های یکی در میان "جمع شدن" و گرسنگی دشمنان،جانوران غالب یا انگل هایش استفاده می کند.و اگر حملات طوری تنظیم شوند که در فاصله ی زمانی اعداد اول رخ دهند ، برای دشمنان تنظیم کردن دوره ی زندگی شان دشوارتر می گردد.اگر جیرجیرک ها مثلا هر 14 سال حمله می کردند،ممکن بود مورد استفاده انگل هایی که دوره زندگی شان 7 سال است ،قرار گیرند.نظر عجیبی است اما از خود پدیده شگفت انگیز تر نیست. در این جا برای ما مهم است بدانیم این اعداد چه چیز خاصی دارند که سه گونه ی متفاوت جیر جیرک هر کدام به طور مستقل ولی همگرا آن راانتخاب نموده اند.

Monday, December 20, 2010

Song



When I am dead , my dearest
Sing no sad songs for me;
Plant thou no roses at my head,
Nor shady cypress tree:
Be the green grass above me
With showers and dew drops wet;
And if thou wilt,forget.


I shall not see the shadows,
I shall not feel the rain;
I shall not hear the nightingle
Sing on , as if in pain:
And dreaming through the twilight
That doth not rise or set,
Haply I may remember,
And haply may forget.


Christina Rossetti

Saturday, December 18, 2010

در مورد ساعت ساز نابینا و انتشارات مازیار



احساس خوبی است که در این همهمه توانستم دو کتاب را تمام کنم.انتخاب کتاب  ترجمه شده ی ریچارد داوکینز یک ریسک بزرگ بود ،از چند نظر هم ریسک آمیز بود : اول این که ترجمه بود !! دوم این که در حوزه ی بیولوژی مولکولی-سلولی،ژنتیک و تکامل با نثر کسی در ابعاد داوکینز نوشته شده است و سوم این که به علت تعلل خودم، این کتاب زمانی مطالعه می شد که یک ذهنیت قوی نسبت به دیدگاه های نویسنده در من ایجاد شده بود. اساسا برای خواندن کتابی که صفحه-صفحه و سطر به سطرمتکی  بر قضاوت های عقلانی خواننده  است ،این یک نکته منفی است.تا حدودی لذت دریافت دست اول ایده ها ی نویسنده به این ترتیب زائل شده بود.(به عنوان نمونه من این لذت کم نظیر را  درسال دوم راهنمایی با خواندن جنایت ومکافات تجربه کردم) اما ورای لذت ،خواندن داوکینز برای من به سان یک باید،یک باید خیلی جدی مطرح بوده و باید به هر حال از یک زمان و یک اثر شروع می شد.در مورد ترجمه ی کتاب  میتوانم بگویم روان و یکدست بود و برای خواننده مشکل بزرگی از نظر فهم مطالب ایجاد نمی کرد. این که مترجمین در مواجهه با جمله بندی،کلمات  و ارجاعات نویسنده متحمل چه زحمتی شده اند ،قابل تصور است.(جا دارد اشاره کنم که 7فصل اول کتاب توسط مرحوم دکتر محمودبهزاد با همکاری خانم شهلا باقری ترجمه شده و از فصل 8 تا انتهای کتاب را خانم باقری ترجمه و دکتر محمدرضاغفاری ویرایش نموده اند.) قضاوت نهایی درباره ی کیفیت ترجمه بر عهده اهل فن ...اما یک نکته شایان تقدیر در مورد ناشر کتاب است (نشر مازیار)که در وضع اقتصادی موجود و با علم به سلیقه ی کتابخوانی غالب در جامعه،روی این کتاب و این حوزه ی محجور یعنی زیست شناسی تکامل سرمایه گذاری نموده است.

Friday, December 17, 2010

Promise of My Own


And that a kelson of the creation is love,
And limitless are leaves stiff or drooping in the fields,
And brown ants in the little wells beneath them,
And mossy scabs of the worm fence ,heap'd stones,elder,mullein and loke-weed.
...
Swiftly arose and spread around me the peace and knowledge
 that pass all the argument of the earth
...




Walt Whitman
extracted from : "Song of Myself V"

Sunday, December 12, 2010

یک ابهام

کتاب راه موفقیت جان گری رو به اتمام است.کلا از خواندن این کتاب لذت بردم.ترجمه ی روان هم مزید بر علت شد تا خواندن کتاب بیشتر به دل بنشیند.انتخاب این تیپ کتابها برای من کار دشواری بوده است.در این زمینه هیچ سررشته ای ندارم  و به نوعی وقتی این کتاب را به دست گرفتم امید چندانی نداشتم که توجهم را جلب کند.تنها نکته ای که به نظر من چالش بر انگیز بود،کوبیدن تردید و سوق دادن ذهن به سمت ندانستن بود.در این که تردید مخل آرامش ذهن است شکی نیست ولی خب این توصیه خیلی عام است و نمی توانم بپذیرم که برای رسیدن به آرامش ،نوعی سکون را به ذهن ناآرامم تحمیل کنم./ پدرام -صبح زیبای یکشنبه

Monday, December 6, 2010

Savior
























         Qui tollis peccata mundi...

Saturday, December 4, 2010

Universal Declaration of Human Rights

Article 2
Everyone is entitled to all the rights and freedoms set forth in this Declaration,without distiction of any kind,such as race ,color,sex,language,religion,political or other opinion,national or social origin,property,birth or other status .
Furthermore ,no distiction shall be made on the basis of the political,jurisdictional or international status of the countryor territory to which a person belongs,whether it be independent ,trust,non-self-governing or under any other limitation of sovereignty.